تبليغاتX
دین زرتشت و ایران سرزمین جاوید - آنچه شاهنامه را برای زرتشتیان پر اهمیت تر می کند

آنچه شاهنامه را برای زرتشتیان پر اهمیت تر می کند

 
بزرگداشت فردوسی

 24 و 25 اردیبهشت ماه سال جاری فستیوالی در مشهد برای بزرگداشت بزرگ مرد توس در همین شهر برگزار می شود.

 در اینکه فردوسی مردی بزرگ از سلسله شاعران نامدار ایرانی است حرفی نیست . اما انچه باید گفته شود و بر زبان راندنش به نظر هنوز زود می آید این است که همه آنچه فردوسی در شاهنامه اش به نظم آورده بی کم و کاست همانهایی است که موبدان زرتشتی به دقیقی و بعد از ترور آن شاعر زنده یاد به فردوسی تسلیم کرده بودند.

 فردوسی خود در اشعارش و در مقدمه شاه نامه اش به صراحت می گوید که همه این اشعار از موبدی به او رسیده وهمه نوشته ها تاریخی و مستند و البته ایرانی است که موبدان جمع آوری کرده بوده اند.

 وی همچنین برای آانکه داستان چرخ روزگار را در باره رسیدن این نامه به خودش را بازگو کند جزئیات آغاز کار توسط شاعر زنده یاد دقیقی را بازگو می کند و حتی به قتل رساندن او را هم در اشعارش می آورد که متاسفانه این اشعار هم مورد دستبرد ناشیانه ترورویست های فرهنگی قرار گرفته به طوری که امروز بسیاری ناشران، این اشعار را به صورتی دیگر نوشته اند و مثلا ترور دقیقی را به مرگ او با مشروب بدل کرده اند .

 برای انکه از بحث اصلی خیلی دور نشویم چند بیتی از شاهنامه در زمینه داستان دقیقی می آورم:

 نخستین چیزی که فردوسی بزرگ بدان اشاره دارد این است که این داستان مدارکی جمع آوری شده است توسط مورخی زرتشتی که او را دهقان نژاد می نامد:

  یکی پهلوان بود دهقان نژاد دلیر و بزرگ و خردمند و راد

 پژوهنده روزگار نخست گذشته سخن ها همه باز جست

 دیگر نکته آنکه خردمندان و هم زرتشتیان که آنهارا راستان می نامد همه از وجود این مدارک و نوشته ای تاریخی آگاهی داشته اند:

 جهان دل نهاده بدین داستان همه بخردان نیز و هم راستان

 اما فردوسی دقیقی را به عنوان جوانی روشن روان و شاعر معرفی می کند که برای نخستین بار داوطلب می شود تا عمر و جوانی خود را صرف به نظم در آوردن این نوشته ها کند. اینطور به نظر می رسد که بنابر سیاستی خردمندان خواسته اند تا این نوشته ای مکتوب به گفتار درآید تا در سینه ها محفوظ بماند . گویا می دانسته اند در زمانۀ جنگ و اتش و خون به ماندگاری هیچ نوشته ای نمی توان اطمینان داشت . آنها خوب آموخته اند که بر سر کتابخانه های ساسانی چه آمد.

جوانی بیامد گشاده زبان سخن گفتن خوب وروشن روان

 بنظم آرم این نامه را گفت من ازو شادمان شد همه انجمن

 اما دیری نمی پاید که بدبختانه دقیقی به دست مزدوری سیاه دل ترور می شود :

جوانیش را بخت بد یار بود ابا بد همیشه به پیکار بود

 بدان بخت بد جان شیرین بداد نبود از جهان دلش یک روز شاد

 یکایک از او بخت برگشته شد بدست یکی بنده بر کشته شد

 برفت او و این نامه ناگفته ماند چنان بخت بیدار او خفته ماند

 اما در اینجا فردوسی به صراحت خود را دومین داوطلب به نظم در آوردن مکتوبات تاریخی ایرانی معرفی می کند:

 دل روشن من چو برگشت ازوی سوی تخت شاه جهان کرد روی

 که این نامه را دست پیش آورم زدفتر به گفتار خویش آورم

 جالب تر خواهد بود وقتی بدانیم که او خود در به در به دنبال مدارک بود اما آنقدر این نوشته ها برای حکومت و شاید هر کس دیگری که بتوانیم او را دشمن این نوشته ها بدانیم مهم بود که صحبت از آن هم نیاز به شهامت و از جان گذشتگی داشت . یادمان باشد فردوسی نامدار در زمانی به دنبال این نوشته بود تا آن را به قول خود از نوشته به گفتار در آورد که دقیقی را به همین جرم ترور کرده بودند:

 بپرسیدم از هر کسی بی شمار بترسیدم از گردش روزگار

 زمانه سراسر پر از جنگ بود به جویندگان بر جهان تنگ بود

 براین گونه یک چند بگذاشتم سخن را نهفته همه داشتم

 بالاخره کسی نشانی را به او می دهد که با فردوسی دوستی خالصانه و صمیمانه ای داشته:

 به شهرم یکی مهربان دوست بود تو گفتی که با من یکی پوست بود

 این دوست از فردوسی سپاس گذاری کرده و برایش دعای خیر می کند:

 مرا گفت خوب آمد این رای تو به نیکی گراید همی پای تو

 و بلافاصله به او خبر می دهد که مدارک را برایش خواهد آورد . نکته ای که در این قسمت باید از آن یاد شود این است که دوست فردوسی می دانسته که وی به زبان پهلوی آنقدر تسلط دارد که می تواند بدان زبان سخن بگوید. بر همین اساس است که گروهی اعتقاد دارند که فردوسی در خانواده ای زرتشتی به دنیا آمده و به احتمال زیاد همسرش زرتشتی بوده است :

 نبشته من این نامۀ پهلوی به پیش تو آرم مگر نغنوی

 گشاده زبان و جوانیت هست سخن گفتن پهلوانیت هست

 تو این نامۀ خسروان باز گوی به دین جوی نزد مهان آبروی

 
منبع: ايران،سرزمين جاويد من http://sarzaminejavideman.blogfa.com/